تبليغاتX
گوهر ذاتی تو سکوت. آرامش و صلح محض است..
ذهن را رها کن و به دل در آویز. این نخستین تغییر است. کمتر فکر کن و بیشتر احساس کن.
 

سلام حادثه..

قرار بی رقیب..

رقیب بی قرار...

و لمس نبض عشق   

به وهم خواب خال.

سکوت جغد پیر

به نام مرگ بکر

و فقر درد صبح

از آن طفل آب...

.

.

گناه حادثه

به وقت انتظار...

به ترک نام شرم

سلام بی جواب....

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 19:25  توسط سانیاس | 
 

 

وعشق...

عرفان...

پنج سال دیگر نه...همین حالا..

بی تابی تو از ترس نیست.

میدانم صدای اشکهای خدا را میشنوی.

وضربه دستش را از رنج...

سنگینی چندمین بار نهفته ای؟ ای خزنده آزار...

ببخش عشق رسیده ات را

به ناله کودکان آواره بی مادر..

سیر کن شرم دستان محتاج دختران جوان را...

و به سلوک ببر خجالت چشمان نان آوری

که روزی مرد بود...

بی نیاز من..

مرا بیاموز استغنای مادران کلفت بی منت

و معرفت نماز نیمه شب گرسنگان خیابانی

که به توحید رسیده اند..

میدانی؟

من به کهکشان ستاره باران این آدمهای انسان حیران شدم.

نابود کن مرا...

تا وصل شوم به لیاقت خدمت..

بمیران مرا...

فنایم کن...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 19:37  توسط سانیاس | 
 

راحت خیال

از اینکه یک نفر همیشه هست.

شوق صدای عقربه ها...

و بیداری چشمان به ظاهر خواب

تا بنشینیم شب را به عشق

و ببخشیم پرواز را به هم آغوشی..

 شیطنت صبح شرور

سفسطه آواز پرنده را رسوا می کند

و قلب مرا عریان ...

 

تعبیر رویای سپید را اعتباری نیست

تا زبان به اعتراف باز کنم

که:

اگر سهمیه لبهای تو بخشیدنی بود

هیچوقت روزه بوسه نمیگرفتم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 10:19  توسط سانیاس | 
ساعتی خلوت...

دقایقی نشست...

مردمان چشمانت را میرقصانند

و شبنمش را به خاک هدیه میدهند تا گل شود.

بوسه میزنیم به پای همان گل

و سجده میکنیم آدمیت ذاتی مان را

که آنرا هنوز حسرت میخورد شیطان..

.

.

دقیقه ای خلوت...

ثانیه ای نشست...

چله ذکر میخوانم ..

شور مینوازم به مستی..

پابرهنه آمده ام

باز

امشب مهمان ناخوانده ام.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 16:13  توسط سانیاس | 
 

مرا از تو یادی است که میدانم داشته ام.

امسال دهمین سال گردش من است.

نای قدمهایم بودی و میکشاندیم.

بارها و بارها تکان..

روزها و ماهها طپش..

نیمه گردش را فهمیدم......به خیال خود..

اما هنوز در گل بازی کودکانه ام عشق را جستجو میکردم.

آنقدر زیارت سجاده ام را لبیک گفتم

تا مرا به سلوک آرامش راحله ام دعوت کردی.

نهمین سال را با هم سیر کردیم

تا هدایت هادیت نازل شد.

چشم گشودیم بر رحمت روشنائیت...

ورد خواندیم بر حکمت خداوندیت...

و خواب دیدیم گفتگوهایمان را

در خلوت عاشقانه ای از سکوت.

.

نامه ها می آیند. پیغامها میرسند.

من روشنایی صراط را با چشمان خود دیدم

و همان شب که حلقه گناهانم را از من گرفتی

فهمیدم امسال آخرین سال گردش دوران من است.

و آغازی است بر سیاحت راستین معشوق..

تا......

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 9:2  توسط سانیاس | 
میروم و میروم... تند..

 اما آرام میرسم...

میرسم به آستانه ای که سالهاست آنرا گشوده ای.

و من هفتمین نیایش لبخند تو را تمام میکنم...

تا مرا عبور دهی..

از عشق به پرستش...

از پرستش به عشق...

از عرش به خاک...

از خاک به عرش...

ساز ربنای ملکوت را آهسته مینوازم

تا برهانم خود را

از انتظار...

و عبور دهم ذات قطره تنم را

به آرامگاهی که هیچکس خفته نیست.

در آنجا کلام نگاه وسعت اقیانوسی است

که به جان می نشیند.

و لحظه ای سکوت..

 تشعشع مدهوش کننده صراط را می نمایاند.

چشم هایم عبور و وجودم حضور را تجربه میکند

تا غرق شوم...

حل شوم...

و جریان یابم...

 

پ.ن:به دوستانی که اهل مطالعه هستند کتابی رو پیشنهاد میکنم که بسیار پربار و خواندنی است.کتاب "پیشگویی آسمانی" اثر جیمز ردفیلد.    این کتاب جلد دومی داره که دنباله همونه به نام "بصیرت دهم" باز از     همون نویسنده. من فکر میکنم خوندن این کتابها برای هر کسی  لازمه.همچنین وبلاگی هست که دوست دارم ببینید به نام لوتوس. آدرسش توی پیوندهای وبلاگم هست. ممنونم از محبت همه شما.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 9:5  توسط سانیاس | 

 

سلام به همه دوستان عزیز

تا مدتی پست جدید ندارم به خاطر حجم درسها

ولی به همگی سر میزنم و از محبت همگی

ممنونم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 8:32  توسط سانیاس | 
سراپا اشتیاق...

میدواند مرا

همهمه مردمان صف بسته..

و باران میخندد

به زایش چشمانم که هنوز اقامه محراب را درد می کشد..

چهار پله کافیست

تا پنجمین جایگاه انتظار را علامت بزنی.

.

گلها مرا به تولدم دعوت کرده اند

و من طلوع خود را در آغوش می کشم

تا آسمان دلتنگ نباشد

و زمزمه اذانش را آرام آرام بر گوشم برقصاند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 0:27  توسط سانیاس | 
آغاز کن

تماشای پیرمرد کلبه نشین لب رود را

و بگذار الاغ هیزم بر

اینبار یاد تو را بار بزند.

پای صحبت قورباقه ها بنشین..

و دردشان را دل کن.

یاد بگیر هیچ مورچه ای از تیررس نگاهت دور نشود

تا دل نازکش نشکند.

و به لاک پشت اجازه عبور بده..

او با همه گلها رفیق است.

احرام نرگس سفید پوش شکسته نمی شود..

اگر یک بار او را ببوسی.

.

.

بسوزان..

 نجابت مست کننده چشم شیطان طلوع را.

نترس ...

آفتاب را بغل کن

ستاره ها همه خوابیده اند.

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 1:14  توسط سانیاس | 
گریز از تلاطم سرد..

سکوت از صداقت بی وجود...

می کشند و چال می کنند

نجابت چشمانت را.

و می فروشند تبسم لبهایت را

به زوزه های گمشده شان.

آرامتر جدا شوید ای برگهای بی گناه

امروز صدای ناله هایتان را خفه می کنند.

نجوای دلدادگی تان را آرام بخوانید

صدای پای غریبشان اگر رسید

دیگر دستتان به هیچ شاخه ای بند نیست.

اشکهایم می نالند

مرا برسان به یزدانیت...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:37  توسط سانیاس | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
وجود را ببین. به حیات گوش فرا ده. و ذره ای از آن باش.
"سانیاس"به معنای آرام بودن’ اعتماد کردن و آرمیدن در زندگی است.
نه جایی برای رفتن’ و نه چیزی برای بدست آوردن’ اینجاست که تمام انرزی در اختیار توست تا: برقصی, بخوانی و جشن بر پا داری.

نوشته های پیشین
هفته چهارم مرداد 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته سوم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
پیوندها
ساراشعر
سایت ادبی مانیها
سایت ادبی دانوش
ص مثل سارا
اوشو..من..آرام آرام تا خدا
نیرو درمانی
آرام آرام تا.....
دختر گمشده پاییز
نمیدانم چه میخواهم بگویم
بازگشت از دیگر سو
در آغوش خداوند
نیروانا
ارواح مباحث متافیزیک
متافیزیک و علوم غریبه
معجزه ها ادامه دارند
خدا معجزه میکند
عظمت خدا
علوم متافیزیک
عاشقانه یا پر از نفرت؟
یک شاخه گل برای تو
بین ما و خدا راهیست..
صدفهای سرگردان
ماندگار
فالگوش
**دلتنگی**
بهار طبیعت
شاید هرگز نباشم
بیشتر مرا بخوان
دوستت دارم
دو راز عشق
تقصیر دلم نیست...
اس ام اس
فریاد بی صدا
دختر شب
فکر بد ممنوع
شوق رضوان
دلتنگی
آگاهی" خورشید واره ایی بر ذهن انسان
من..خدا..آسمان
عاشق تنها
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد...
بخوان به نام آریا
عشق باکره
لوتوس
آموزش ویولن
آموزش ویولن
ایران آزاد من
عرفان
بارون شب
دستنوشته های یک...
مسافر ره خدا
کلبه تنهایی
شاعرانه
باتلاق عشق
►▓◄ تاپ دانلود ►▓◄
نارایانا
باغ همسفران
یه محمود دیگه
وبلاگ دوزبانه
سلامهای بی جواب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

کد آهنگ در موزیک رضا